ابراهيم عاملي ( موثق )

209

تفسير عاملي ( فارسي )

معنى لغات : ملأ - بفتح اوّل و دوّم گروه مردم ، اشراف كه بعظمت خود چشم مردم را پر ميكنند ، باصطلاح امروز ما كلَّه گنده ها . حقيق - بفتح اوّل و كسر دوّم بمعنى شايسته ، سزاوار . ثعبان - مار . بيضاء - مؤنّث ابيض بمعنى سفيد و يد بيضاء كنايه است از نعمت و احسان . ارجه - فعل امر از ارجأ الامرأى اخّره يعنى كار را بوقت ديگر محوّل كرد و برگذار نمود . حاشرين - از مصدر حشر بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى جمع كردن مردم . سحروا - از مصدر سحر به كسر اوّل و سكون دوّم به معنى عقل كسى را ربودن ، دلجوئى كردن ، گول زدن . استرهبوهم - يعنى ترساندند آنها را . تلقف - از مصدر لقف بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى چيزى را بسرعت برداشتن و ربودن آن . يأفكون - از مصدر افك - با فتح اوّل و سكون و فتح و كسر دوّم بمعنى دروغ . صاغرين - مفرد آن صاغر بمعنى خوار و آنكه تن بخوارى ميدهد . خلاف - ناموافق و ضدّ وفاق و هر يك بر غير روش ديگرى . تنقم - از مصدر نقم بفتح اوّل و دوّم بمعنى آزار و كراهه و ناپسند و عيب كردن . ترجمه : 102 پس از آن پيغمبران موسى را با نشانه هاى خودمان بسوى فرعون و درباريانش فرستاديم و ايشان آنها را نپذيرفتند پس بنگر اى محمّد كه سر - انجام بدخواهان بكجا كشيد ، 103 موسى گفت : من فرستاده ى پروردگار جهانيانم 104 و شايسته نيست كه من جز براستى و درستى سخن بگويم ، و راهنماى نمودار ز سوى پروردگارتان براى شما آوردم پس بنى اسرائيل را بگذار كه با من باشند . او